آزمون چالشی مقدماتی — درس‌ های ۱–۵

[fusion_builder_container type=”flex” hundred_percent=”no” hundred_percent_height=”no” hundred_percent_height_scroll=”no” align_content=”stretch” flex_align_items=”flex-start” flex_justify_content=”flex-start” flex_wrap=”wrap” hundred_percent_height_center_content=”yes” equal_height_columns=”no” container_tag=”div” hide_on_mobile=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” status=”published” border_style=”solid” box_shadow=”no” box_shadow_blur=”0″ box_shadow_spread=”0″ gradient_start_position=”0″ gradient_end_position=”100″ gradient_type=”linear” radial_direction=”center center” linear_angle=”180″ background_position=”center center” background_repeat=”no-repeat” fade=”no” background_parallax=”none” enable_mobile=”no” parallax_speed=”0.3″ background_blend_mode=”none” background_slider_skip_lazy_loading=”no” background_slider_loop=”yes” background_slider_pause_on_hover=”no” background_slider_slideshow_speed=”5000″ background_slider_animation=”fade” background_slider_direction=”up” background_slider_animation_speed=”800″ video_aspect_ratio=”16:9″ video_loop=”yes” video_mute=”yes” pattern_bg=”none” pattern_bg_style=”default” pattern_bg_opacity=”100″ pattern_bg_blend_mode=”normal” mask_bg=”none” mask_bg_style=”default” mask_bg_opacity=”100″ mask_bg_transform=”left” mask_bg_blend_mode=”normal” absolute=”off” absolute_devices=”small,medium,large” sticky=”off” sticky_devices=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” sticky_transition_offset=”0″ scroll_offset=”0″ animation_direction=”left” animation_speed=”0.3″ animation_delay=”0″ filter_hue=”0″ filter_saturation=”100″ filter_brightness=”100″ filter_contrast=”100″ filter_invert=”0″ filter_sepia=”0″ filter_opacity=”100″ filter_blur=”0″ filter_hue_hover=”0″ filter_saturation_hover=”100″ filter_brightness_hover=”100″ filter_contrast_hover=”100″ filter_invert_hover=”0″ filter_sepia_hover=”0″ filter_opacity_hover=”100″ filter_blur_hover=”0″][fusion_builder_row][fusion_builder_column type=”1_1″ layout=”1_1″ align_self=”auto” content_layout=”column” align_content=”flex-start” valign_content=”flex-start” content_wrap=”wrap” center_content=”no” column_tag=”div” target=”_self” hide_on_mobile=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” sticky_display=”normal,sticky” order_medium=”0″ order_small=”0″ hover_type=”none” border_style=”solid” box_shadow=”no” box_shadow_blur=”0″ box_shadow_spread=”0″ background_type=”single” gradient_start_position=”0″ gradient_end_position=”100″ gradient_type=”linear” radial_direction=”center center” linear_angle=”180″ lazy_load=”none” background_position=”left top” background_repeat=”no-repeat” background_blend_mode=”none” background_slider_skip_lazy_loading=”no” background_slider_loop=”yes” background_slider_pause_on_hover=”no” background_slider_slideshow_speed=”5000″ background_slider_animation=”fade” background_slider_direction=”up” background_slider_animation_speed=”800″ sticky=”off” sticky_devices=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” absolute=”off” filter_type=”regular” filter_hover_element=”self” filter_hue=”0″ filter_saturation=”100″ filter_brightness=”100″ filter_contrast=”100″ filter_invert=”0″ filter_sepia=”0″ filter_opacity=”100″ filter_blur=”0″ filter_hue_hover=”0″ filter_saturation_hover=”100″ filter_brightness_hover=”100″ filter_contrast_hover=”100″ filter_invert_hover=”0″ filter_sepia_hover=”0″ filter_opacity_hover=”100″ filter_blur_hover=”0″ transform_type=”regular” transform_hover_element=”self” transform_scale_x=”1″ transform_scale_y=”1″ transform_translate_x=”0″ transform_translate_y=”0″ transform_rotate=”0″ transform_skew_x=”0″ transform_skew_y=”0″ transform_scale_x_hover=”1″ transform_scale_y_hover=”1″ transform_translate_x_hover=”0″ transform_translate_y_hover=”0″ transform_rotate_hover=”0″ transform_skew_x_hover=”0″ transform_skew_y_hover=”0″ transition_duration=”300″ transition_easing=”ease” scroll_motion_devices=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” animation_direction=”left” animation_speed=”0.3″ animation_delay=”0″ last=”true” border_position=”all” min_height=”” link=”” first=”true”][fusion_tabs design=”classic” layout=”horizontal” justified=”yes” alignment=”start” sticky_tabs=”no” hide_on_mobile=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” title_tag=”h4″ icon_size=”15″][fusion_tab title=”سوال ۱” icon_active_color=”” icon_color=”var(–awb-color4)” icon=”fa-question fas”]

سؤال ۱
فرض کنید ۱۰ میلیون تومان دارید و دو گزینه دارید:

گزینه A: سپرده بانکی با نرخ سالانه ثابتِ ۲۰٪ (با فرض عدم تغییر نرخ ‌ها و بدون مالیات)
گزینه B: خرید متنوع سهام در بورس با این شرایط: به ‌طور میانگین انتظار می ‌رود سالی ۳۰٪ بازده سرمایه‌ای داشته باشید، اما احتمال دارد در یک سال تا ۳۰٪ افت کند. همچنین شرکت‌ هایی که می ‌خرید به ‌طور میانگین سالی ۵٪ سود نقدی پرداخت می ‌کنند.

الف) با محاسبات عددی برای یک بازه ۵ ساله (بدون بازسرمایه‌گذاری سود نقدی)، ریسک و بازده هر گزینه را مقایسه کنید.
ب) اگر تورم سالانه ثابت ۲۵٪ باشد، کدام گزینه واقعی ‌تر ارزش پول شما را حفظ می‌کند؟ دلیل بیاورید.

صورت مسئله (خلاصهٔ مفروضات)

  • سرمایهٔ اولیه: تومان

  • دورهٔ تحلیل:   سال

  • گزینه A (سپرده بانکی): نرخ سالیانهٔ ثابت r=20%=0.20

  • گزینه B (سبد سهام): بازده سرمایه‌ای (قیمتی) میانگین r=30%=0.30 در سال و سود نقدی (dividend yield) سالیانه

  • فرض: سود نقدی دریافت می‌ شود و بازسرمایه‌گذاری نمی‌ شود.

  • سناریوی بدبینانه: یک سال افت (سال اول)، سپس ۴ سال رشد ۳۰%

بخش الف — مقایسه عددیِ دقیق (۵ ساله، بدون بازسرمایه‌گذاری سود نقدی)
۱) گزینه A — سپرده بانکی (سود مرکب سالیانه)

فرمول:
ارزش نهایی = ارزش فعلی × (۱ + r)^n

جایگذاری و محاسبهٔ گام‌ به‌ گام:

ارزش نهایی = ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ × (۱.۲۰)^۵
(۱.۲۰)^۲ = ۱.۴۴
(۱.۲۰)^۳ = ۱.۷۲۸
(۱.۲۰)^۴ = ۲.۰۷۳۶
(۱.۲۰)^۵ = ۲.۴۸۸۳۲
ارزش نهایی = ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ × ۲.۴۸۸۳۲ = ۲۴,۸۸۳,۲۰۰ تومان
(بازدهٔ اسمی در ۵ سال: تقریباً ۱۴۸.۸۳%+)

۲) گزینه B — سبد سهام (قیمت + سود نقدی) — فرض رشد سالیانهٔ ۳۰٪ و سود نقدی ۵٪ (بدون بازسرمایه‌گذاری)
الف — مقدار نهایی صرفاً از رشد قیمت (capital gain)

(1.30)^2 = 1.69
(1.30)^3 = 2.197
(1.30)^4 = 2.8561
(1.30)^5 = 3.71293
ارزش نهایی = ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ × ۳.۷۱۲۹۳ = ۳۷,۱۲۹,۳۰۰ تومان

ب — مجموع سود نقدی طی ۵ سال (بدون بازسرمایه‌گذاری)
توضیح:
سود نقدی هر سال = ارزش پرتفو در آن سال × ۰.۰۵
محاسبه مقادیر سالیانه: ارزش پرتفو پس از هر سال رشد = ۱۰۰۰۰۰۰۰ × (۱.۳)^n

محاسبهٔ گام‌ به‌ گام:

سال اول = ۱۰۰۰۰۰۰۰ × ۱.۳ = ۱۳۰۰۰۰۰۰
۱۳۰۰۰۰۰۰ × ۰.۰۵ = ۶۵۰۰۰۰
سال دوم = ۸۴۵۰۰۰
سال سوم = ۱۰۹۸۵۰۰
سال چهارم = ۱۴۲۸۰۵۰
سال پنجم = ۱۸۵۶۴۶۵
مجموع سود نقدی ۵ سال = ۵۸۷۸۰۱۵ تومان

ج — مجموع نهایی (قیمت نهایی + مجموع سود نقدی)
محاسبهٔ نهایی:

سود نهایی = P_price(5) + D_total
= 37,129,300 + 5,878,015 = 43,007,351 تومان

۳) سناریوی بدبینانه. یک سال −۳۰٪، سپس ۴ سال +۳۰٪ (محاسبهٔ دقیق هر سال و سود نقدی سالانه بر پایهٔ ارزش همان سال)
روش: ارزش پایان هر سال را گام‌ به‌ گام محاسبه می‌ کنیم، سپس سود نقدی هر سال را به‌صورت d (ارزشِ پایانِ همان سال) جمع می‌ زنیم (چون بازسرمایه‌گذاری نمی‌ شود).

الف — مقدار نهایی صرفاً از رشد قیمت (capital gain)

پایان سال ۱ (افت ۳۰%):
V1 = 10,000,000 × ۰.۷۰ = ۷,۰۰۰,۰۰۰

سال ۲: V2 = V1 × ۱.۳۰ = ۷,۰۰۰,۰۰۰ × ۱.۳۰ = ۹,۱۰۰,۰۰۰
سال ۳: V3 = 9,100,000 × ۱.۳۰ = ۱۱,۸۳۰,۰۰۰
سال ۴: V4 = 11,830,000 × ۱.۳۰ = ۱۵,۳۷۹,۰۰۰
سال ۵: V5 = 15,379,000 × ۱.۳۰ = ۱۹,۹۹۲,۷۰۰

ب – سود نقدی هر سال با فرض ۳۰ درصد منفی در سال اول:

سود نقدی‌ها:
سال۱: ۰.۰۵ × ۷,۰۰۰,۰۰۰ = ۳۵۰,۰۰۰
سال۲: ۰.۰۵ × ۹,۱۰۰,۰۰۰ = ۴۵۵,۰۰۰
سال۳: ۰.۰۵ × ۱۱,۸۳۰,۰۰۰ = ۵۹۱,۵۰۰
سال۴: ۰.۰۵ × ۱۵,۳۷۹,۰۰۰ = ۷۶۸,۹۵۰
سال۵: ۰.۰۵ × ۱۹,۹۹۲,۷۰۰ = ۹۹۹,۶۳۵

جمع سود نقدی = ۳,۱۶۵,۰۸۵ تومان

ج – مقدار نهایی = قیمت نهایی (V5) + جمع سود نقدی (سناریوی بدبینانه)

ارزش نهایی = ۱۹,۹۹۲,۷۰۰ + ۳,۱۶۵,۰۸۵ = ۲۳,۱۵۷,۷۸۵ تومان

نکتهٔ مهم: در این حالت مقدار نهایی سهام کمتر از حالت سپرده شده است. این نشان می‌ دهد که نوسان و زیان سالی می‌ تواند به راحتی دستاورد بلندمدت را کاهش دهد.

بخش ب — اگر تورم سالانه ثابت باشد، کدام گزینه ارزش واقعی پول را حفظ می‌ کند؟

برای مقایسهٔ «ارزش واقعی» باید هر مقدار اسمی را به دلارِ امروزِ پول (یا به واحد قدرت خرید ابتدای دوره) تبدیل کنیم؛ معادل آن تقسیم بر ضریب تورم مرکب است:

مقدار واقعی = مقدار اسمی / (۱ + تورم)^n

محاسبهٔ ضریب تورم برای ۵ سال:

(۱ + ۰.۲۵)^۵ = ۱.۲۵^۵ = ۳.۰۵۱۷۵۷۸۱۲۵

ارزش‌های واقعی محاسبه‌ شده با احتساب تورم:
الف – سپرده بانکی (اسمی = ۲۴,۸۸۳,۲۰۰)

۲۴,۸۸۳,۲۰۰/۳۰۵۱۷۵۷۸۱۲۳ = ۸,۱۵۳,۷۲۷ تومان
نسبت به ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ اولیه: −۱۸.۴۶% (کاهش در قدرت خرید)

ب – سبد سهام — حالت خوشبینانه (اسمی = ۴۱,۶۵۰,۸۵۰):

۴۱,۶۵۰,۸۵۰/۳.۰۵۱۷۵۷۸۱۲۵ = ۱۳,۶۴۸,۱۵۰.۵۳ تومان
نسبت به ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ اولیه: +۳۶.۴۸% (افزایش در قدرت خرید)

ج – سبد سهام — سناریوی بدبینانه (اسمی = ۲۳,۱۵۷,۷۸۵):

۲۳,۱۵۷,۷۸۵/۳.۰۵۱۷۵۷۸۱۲۵ = ۷,۵۸۸,۳۴۲.۹۹ تومان
نسبت به ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ اولیه: −۲۴.۱۲%- (کاهش در قدرت خرید)

💡برداشت‌ها و تفسیر نهایی (عملی و شفاف)

  1. سپردهٔ بانکی (۲۰٪ ثابت): در شرایط تورم ۲۵% قدرت خرید شما کاهش می‌ یابد (در مثال ما از ۱۰M به معادل واقعی ≈ ۸.۱۵M). بنابراین سپرده «از نظر واقعی» حفظ‌ کنندهٔ ارزش نیست.

  2. سبد سهام (حالت میانگین/خوشبینانه): اگر بازار بتواند به‌طور متوسط قیمت + نقدی حدود ۳۰%+۵%=۳۵% در سال بدهد، پس از تعدیل برای تورم ۲۵%، پول شما افزایشِ واقعی خواهد داشت (در مثال ما ≈ +۳۶.۵٪ واقعی).

  3. خطر سقوط یک ساله: اما اگر یک سال افت شدید (مثلاً −۳۰٪) رخ دهد، حتی با رشد بعدیِ فرضی، ممکن است ارزش نهایی اسمیِ شما کمتر از حالت سپرده باشد؛ و پس از تعدیل برای تورم، بازدهٔ واقعی منفی شود (مثال ما: ≈ −۲۴.۱٪ واقعی).

  4. نتیجهٔ عملی: برای حفظ ارزش پول در یک اقتصاد با تورم بالا (مثلاً ۲۵٪):

    • اگر می‌ توانید ریسک را تحمل کنید و احتمالاً به میانگین بازده‌های بالا (۳۰٪ قیمت + ۵٪ نقدی) برسید، سبد سهام منطقی‌ تر است.

    • اگر نمی‌ خواهید ریسک افت‌ های بزرگ را تحمل کنید یا نیاز به نقدشوندگی فوری دارید، سپرده بانکی امنیت دارد ولی ارزش واقعی پول کاهش خواهد یافت.

[/fusion_tab][fusion_tab title=”سوال ۲″ icon_active_color=”” icon_color=”var(–awb-color4)” icon=”fa-question fas”]

سؤال ۲
در یک روز معاملاتی، شاخص کل مثبت ۱.۵٪ شده اما شاخص هم ‌وزن منفی ۲٪ است.

الف) با ذکر حداقل سه توضیح مختلف (و مثال عددی کوتاه برای هر کدام) تبیین کنید چه سناریوهایی می ‌تواند این وضعیت را ایجاد کند.
ب) اگر شما مدیر پرتفوی با وزن بالایی روی سهم ‌های کوچک هستید، چه واکنشی منطقی در کوتاه ‌مدت و میان ‌مدت نشان می‌دهید؟ دلایل بیاورید.

📝پاسخ سؤال ۲:

تفسیر کلی: شاخص کل (وزنی ـ ارزشی) نشان‌ دهندهٔ حرکتِ کل بازار با توجه به وزن بازار هر نماد است؛ شاخص هم‌وزن میانگین سادهٔ بازده نمادها را بدون توجه به اندازهٔ شرکت‌ ها می‌ سنجد. بنابراین حالتی که شاخص کل مثبت و شاخص هم‌وزن منفی است نشان می‌ دهد سهام بزرگ بازار رشد داشته‌ اند ولی اکثریت (یا تعداد زیادی) از سهم‌های کوچکتر افت کرده‌اند.

سه سناریوی محتمل (هر کدام با یک مثال عددی کوتاه)
سناریوی ۱ — رشد چند سهم بزرگ («شاخص‌سازها») و افت اکثریت سهام کوچک
توضیح:
چند شرکت با وزن زیاد (مثلاً پتروشیمی، فلزات، بانکی بزرگ) صف خرید یا افزایش قابل‌ توجه قیمت داشته‌ اند؛ از آنجا که وزن این شرکت‌ ها در شاخص کل بالاست، شاخص کل را مثبت کرده‌اند. اما اکثریت نمادهای کوچک بازار صف فروش یا کاهش داشته‌ اند که شاخص هم‌وزن را منفی می‌ کند.
مثال عددی ساده: فرض کنید ۵ شرکت بزرگ مجموعاً ۶۰% وزن شاخص را دارند و هر کدام +۴٪ شوند = تأثیر روی شاخص کل تقریباً  +۲.۴%
بقیهٔ ۴۰٪ وزنِ بازار اگر میانگین −۲٪ داشته باشند، شاخص هم‌وزن منفی خواهد شد ولی اثرشان روی شاخص کل کمتر است.

سناریوی ۲ — جابجایی جریان نقدینگی به سمت نمادهای بزرگ (نقدشوندگی و ریسک‌گریزی)
توضیح:
در روزهایی که ابهام یا ریسک سیستماتیک بیشتر است، سرمایه‌گذاران محافظه‌ کار پول خود را از نمادهای کوچک (پرریسک‌ تر و کم‌ نقدشونده) خارج کرده و به نمادهای بزرگ و نقدتر منتقل می‌ کنند. این موضوع باعث رشد قیمت نمادهای بزرگ و افتِ نمادهای کوچک می‌ شود.
مثال عددی: فرض که ۱۰۰ سرمایه‌گذار هر کدام مبلغ مشخصی از سهم‌های کوچک می‌ فروشند و آن نقدینگی را روی ۵ سهم بزرگ می‌ خرند؛ تقاضای قوی برای نمادهای بزرگ و فشار عرضه روی نمادهای کوچک دقیقاً این تضاد شاخص‌ ها را تولید می‌ کند.

سناریوی ۳ — خبر یا گزارش خاص برای چند شرکت بزرگ
توضیح:
انتشار گزارش مثبت، خبر رفع ابهام، یا اعلام قرارداد/سود بالا برای تعداد محدودی شرکت بزرگ می‌ تواند قیمت آن‌ ها را بالا ببرد؛ در حالی که هیچ خبر مثبتی برای بقیهٔ بازار وجود ندارد و یا حتی شرایط صنعت/سهم‌های کوچک منفی است.
مثال عددی: اگر یک شرکت بزرگ پتروشیمی اعلام کند سود فصلی‌اش ۲ برابر پیش‌بینی بازار شده و قیمت سهم بالا برود چون این شرکت وزن زیادی دارد، شاخص کل را مثبت می‌ کند، در حالی که شاخص هم‌وزن (که این وزن را لحاظ نمی‌ کند) تحت تأثیر سقوط نمادهای کوچک منفی می‌ ماند.

واکنش منطقی شما (مدیر پرتفو با وزن بالا روی سهم‌های کوچک)
کوتاه‌مدت (روز تا چند هفته)
احتیاط و نه تصمیم هیجانی:
چون فشار شاخص نشان‌ دهندهٔ انتقال جریان نقدینگی است، احتمال دارد نوسان ادامه پیدا کند. در کوتاه‌ مدت بهتر است معاملات براساس نقشهٔ نقدشوندگی و حد زیان (stop-loss) مدیریت شود.
بازبینی نقدشوندگی: اگر برخی سهم‌های کوچک شما کم‌نقدشونده هستند و نیاز به وجه نقد فوری دارید، فروش اضطراری ممکن است منجر به قیمت‌های بسیار پایین شود — به‌جای فروش دسته‌ جمعی، بهتر است فروش پله‌ای یا استفاده از بازارگردان (در صورت وجود) را در نظر بگیرید.
کنترل ریسک موقعیتی: کوتاه‌ مدت ممکن است کاهش وزن در نمادهای بیش‌ریسک منطقی باشد تا نوسان‌پذیری پرتفو کاهش یابد.

میان‌مدت (چند ماه)
بازنگری بنیادی: اگر سهم‌های کوچکِ پرتفو دارای بنیاد خوب و چشم‌انداز سودآوری باشند، حفظ یا حتی تقویت موقعیت در کف‌ قیمت‌ها می‌ تواند منطقی باشد (به شرطی که تحلیل بنیادی تایید کند).
تنوع و اندازه‌گیری ریسک: اگر وزن نمادهای کوچک خیلی بالا است و ریسک تجمیعی پرتفو را افزایش می‌ دهد، کاهش تدریجی وزن یا متنوع‌ سازی به نمادهای با نقدشوندگی و بنیاد بهتر توصیه می‌ شود.
فرصت‌یابی: فشار فروش روی برخی کسب‌ و کارهای سالم در شرایط بازار منفی می‌ تواند فرصت خرید به قیمت مناسب فراهم کند — اما این تصمیم باید بر اساس تحلیل بنیادی دقیق و نه احساسات بازار گرفته شود.

💡خلاصهٔ توصیه عملی: در کوتاه‌ مدت خونسرد بمانید، کنترل ریسک را تقویت کنید؛ در میان‌ مدت براساس تحلیل بنیادی و نقدشوندگی تصمیم به نگهداری، کاهش یا افزایش وزن بگیرید.

[/fusion_tab][fusion_tab title=”سوال ۳” icon_active_color=”” icon_color=”var(–awb-color4)” icon=”fa-question fas”]

سؤال ۳
فرض کن شاخص کل در دو هفته گذشته ۸٪ افت کرده و اکثر سهام در حال ریزش‌ اند.

اما تو سهام شرکتی بنیادی داری که سودآور و بدون بدهی است. اکثر دوستانت در حال فروش سهامشان هستند.
در چنین شرایطی، چه تصمیمی می ‌گیری و چرا؟
در پاسخ خود از مفاهیم «دید بلندمدت»، «احساسات جمعی» و «ارزش واقعی شرکت» استفاده کن.

📝پاسخ سؤال ۳:

۱) «دید بلندمدت» (Long-term view)
مفهوم:
دید بلندمدت یعنی توجه به پتانسیل سودآوری و جریان نقدی آتی شرکت در فاصلهٔ زمانی چند ساله، نه واکنش به نوسان‌ های روزانه یا هفتگی.
کاربرد: اگر شرکت شما سودآور، دارای حاشیهٔ سود مناسب، رشد درآمد پایدار و بدون بدهی است، احتمالاً ارزش بنیادی آن تغییری نکرده است. در این وضعیت، نگهداری سهم با دید چند‌ماهه تا چندساله منطقی است  مگر اینکه ریسک بنیادی جدیدی پدید آمده باشد.

۲) «احساسات جمعی» (Market sentiment / herd behavior)
مفهوم: بازارها اغلب دچار رفتار گله‌ای می‌ شوند؛ وقتی شاخص یا خبر منفی است، سرمایه‌گذاران خرد به ترس مبتلا می‌ شوند و می‌ فروشند که می‌ تواند قیمت را فراتر از افت منطقیِ ارزش واقعی شرکت‌ ها پایین بیاورد.
کاربرد: فروش جمعی می‌ تواند موقعیت‌ هایی ایجاد کند که سهم‌های بنیادی به قیمتی کمتر از ارزش ذاتی معامله شوند. بنابراین، اگر تحلیل بنیادین نشان می‌ دهد قیمت فعلی کمتر از ارزش ذاتی است، فروش تحت فشار جمعی ممکن است زیان‌ ساز و از نظر منطقی نادرست باشد.

۳) «ارزش واقعی شرکت» (Intrinsic / fundamental value)
مفهوم:
ارزش واقعی بر مبنای توان تولید جریان نقدی، سودآوری، مزیت رقابتی و ساختار مالی شرکت محاسبه می‌ شود (مثلاً روش DCF، نسبت‌های سودآوری، ROE، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه و غیره).
کاربرد: اگر اعداد بنیادی (مثلاً سودآوری پایدار، رشد فروش، حاشیه سود، ساختار بدون بدهی) تغییری نکرده‌اند، افت قیمت ناشی از ترس بازار معمولاً موقتی است و فرصت خرید/نگهداری را فراهم می‌ کند.

💡تصمیم پیشنهادی (چک‌ لیست عملی)
🔍ابتدا بررسی بنیادی سریع:
آیا خبری یا رخداد بنیادی (فسخ قرارداد، زیان غیرعادی، تعهد جدید بدهی، تغییر مدیریتی با ریسک بالا) وجود دارد؟
– اگر بله = بازنگری جدی و ممکن است فروش یا اصلاح وزن لازم باشد.
– اگر بنیادها ثابت‌اند= منطقی است نگهداری کنید و فروش واکنشی انجام ندهید. فروش زیر تأثیر ترسِ جمعی معمولاً باعث از دست رفتن سود بلندمدت می‌ شود.

🔍در صورت تمایل به عمل‌گرایی: می‌ توانید از روش‌ های پله‌ای استفاده کنید: مثلاً بخشی از موقعیت (نه همهٔ آن) را بفروشید تا نقدشوندگی فراهم شود ولی مابقی را نگه دارید؛ یا در صورت وجود بودجهٔ اضافی، از کاهش قیمت‌ ها برای افزایش میانگینِ خرید استفاده کنید (با احتیاط و فقط اگر تحلیل بنیادی قوی است).

🔍مدیریت روانی و برنامهٔ خروج: قبل از هر تصمیمی برنامهٔ واضحی برای حد زیان (stop-loss) و هدف قیمتی داشته باشید . این‌ طوری تصمیمات‌ تان کمتر احساسی می‌ شود.

خلاصهٔ نقادانه:
در موج ریزشِ کوتاه‌ مدت بازار، اگر سهم شما واقعاً «بنیادی، سودآور و بدون بدهی» است، نگهداری با دید بلندمدت معمولاً عقلایی‌تر از پیروی از فروش‌ هیجانی جمع است مگر شواهد بنیادی جدیدی ظاهر شده باشد.

[/fusion_tab][fusion_tab title=”سوال ۴” icon_active_color=”” icon_color=”var(–awb-color4)” icon=”fa-question fas”]

سؤال ۴
فرض کن سرمایه‌گذار الف هر روز خرید و فروش می ‌کند و سرمایه‌گذار ب سهام خود را حداقل یک سال نگه می‌ دارد.

در بازاری با نوسانات زیاد، کدام ‌یک احتمال سودآوری بیشتری دارد و چرا؟
پاسخت را با استناد به مفاهیم سود نقدی، سود سرمایه ‌ای، و ریسک نوسان کوتاه‌مدت بنویس.

📝پاسخ سؤال ۴:
مفاهیم کلیدی که باید کنار هم گذاشته شوند
سود نقدی (Dividend income):
پرداخت نقدی شرکت‌ ها که معمولاً سرمایه‌گذار بلندمدت از آن سود می‌ برد. سود نقدی به عنوان بخشی از «بازده کل» (total return) اهمیت دارد.
سود سرمایه‌ای (Capital gains): تغییر در قیمت سهم که هم معامله‌گران کوتاه‌ مدت و هم سرمایه‌گذاران بلندمدت به آن توجه می‌ کنند.
ریسک نوسان کوتاه‌ مدت (Short-term volatility risk): احتمال زیان ناشی از نوسانات قیمت در بازه‌های کوتاه‌ مدت؛ این ریسک برای معامله‌گران روزانه هم می‌ تواند فرصت و هم تهدید باشد.

تحلیل مقایسه‌ای
سرمایه‌گذار A — معامله‌گر روزانه
مزایا:
در بازار نوسانی فرصت‌ های متعددِ «نوسان‌گیری» وجود دارد؛ اگر معامله‌گر بسیار باتجربه و با استراتژیِ دقیق و مدیریت ریسک عالی باشد، می‌تواند از اسپردِ نوسانات سود ببرد.
معایب: هزینه‌ های تراکنش (کارمزد، مالیات)، خطای تاخیر تصمیم‌گیری، اسلیپیج (slippage)، و فشار روانی بسیار بالاست. در عمل، اکثریت معامله‌گران روزانه زیان می‌ دهند مگر مجهز به سیستم‌های حرفه‌ای، استراتژی تست‌ شده و روانشناسی قوی باشند. همچنین نوسانات نامنظم (gaps) می‌ تواند زیان‌  های بزرگ تولید کند.

سرمایه‌گذار B — نگهدارندهٔ حداقل یک‌ساله
مزایا:
بهره‌مندی از سود نقدی در بلندمدت (اگر شرکت سود نقدی پرداخت کند) و فرصتِ جبران نوسانات کوتاه‌ مدت؛ اثر «هموارسازی» نوسانات در بازه‌ های بلندمدت باعث کاهش ریسک زمانی می‌ شود. اگر شرکت بنیادی باشد، رشد سودآوری در طول سال‌ها به قیمت بازار منتقل می‌ شود و سرمایه‌گذار بلندمدت از ترکیب سود نقدی و سود سرمایه‌ای بهره‌مند می‌ شود.
معایب: نیاز به صبر و تحملِ افت‌های میان‌ مدت؛ اگر شرکت یا صنعت دچار مشکل بنیادی شود، نگهداری بلندمدت ممکن است زیان‌آور باشد.

💡نتیجهٔ منطقی (با توجه به بازار «نوسانی زیاد»)
به‌طور کلی و برای اکثریت سرمایه‌گذاران، سرمایه‌گذار B (بلندمدت) احتمال سودآوریِ بیشتری دارد. دلیل‌ها:
– سود نقدی در بلندمدت یک مؤلفهٔ پایدار از بازده کل است (خصوصاً در شرکت‌ های پرداخت‌کنندهٔ سود مثبت) معامله‌گر روزانه معمولاً از این منبع بی‌بهره یا کم‌بهره است.
– نوسانات کوتاه‌مدت برای معامله‌گر روزانه هم ریسک و هم فرصت است؛ اما تبدیل فرصت به سود مستلزم مهارت بالاست و هزینه‌های معاملاتی می‌توانند کل سود را بلعند.
هموارسازی ریسک زمانی: نگهداری حداقل یک‌ساله به سرمایه‌گذار اجازه می‌ دهد افت‌ های کوتاه‌ مدت را طی زمان جبران کند و از رشد بنیادی شرکت بهره‌مند شود.

نکتهٔ مهم: استثنائات
معامله‌گر روزانهٔ بسیار حرفه‌ای، با سیستم مدیریت ریسک قوی، داده‌های لحظه‌ای و تجربهٔ عملیاتی بالا می‌ تواند در بازار نوسانی سودآور باشد ولی این استثنا است، نه قاعده. برای سرمایه‌گذار عادی و اکثر مدیران پرتفو، استراتژی بلندمدت هم‌زمان با تمرکز بر شرکت‌ های بنیادی و سود نقدی کاراتر است.

[/fusion_tab][/fusion_tabs][/fusion_builder_column][/fusion_builder_row][/fusion_builder_container]

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید